فرشته کوچولوی منفرشته کوچولوی من، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 15 روز سن داره

یه انتظار شیرین دیگه

((یــــــه ماهـــــــگیت مبـــــارک))

بالاخره جیگر مامان 1 ماهه شدی تو این یه ماه حسابی از وجودت لذت بردیم وقتی خیلی گریه میکنی اشکای مامانیم درمیاری فرشته ی قشنگ زندگیم با اومدنت زندگیمون و خیلی شیرین تر کردی  لحظه   هامون و با گرمای وجوت زیباتر کردی تو یه جمله بگم عشقم  خیلی برامون عزیز و شیرین و دوست داشتنی هستی   کلی موقع عکس گرفتن گریه کردی عسمل مامان آخر گذاشتیمت تو کریرت که آروم شدی   اینجا حسابی خودتو هلاک کردی مامانی   عاشق پستونکی ینی همه چیز و ازت بگیرن ولی پستونکت و نگیرن   ...
21 مهر 1392

خوش اومــــــــــــــــــــدی جینگــــــــــــــــــــرکـــــــــــــــــــــم

بالاخره عشق زندگی مامانــــــــــی اومدی تو بغلم روز چهارشنبه ساعت 12:55 قشنگترین و خوش آهنگ ترین  صدای زندگیم و وقتی پاهای کوچولوتو گذاشتی رو زمین خدا شنیدم فرشته کوچولوی نازنینم ... خدا جونم بهترین و زیباترین و شیرین ترین هدیه تو بهم بخشیدی امیدوارم لیاقتشو داشته باشم هزاران بار شکرتــــــــــــــــــــــــــــــ اسمتم گذاشتیم امیرحسین چون بابایی این اسم و خیلی دوست داشت الهی که نامدار باشی پسرک  قشنگم .... ...
25 شهريور 1392

بیصبرانه منتظرتم

خیلی دلم برات تنگ شده جینگولم همش دوست دارم زودی بیای محکم بغلت کنم پسملک شیطون خودم  مامانی این روزا خیلی سنگین شده انگار به پاهام وزنه بسته شده همش  احساس میکنم در حال ترکیدنم    نمیدونم چیکار میکنی اون تو همش در حال انجام حرکات آکروباتیک و پشتک زدنی بعضی موقع ها  انقد ورجه وورجه میکنی نگران میشم میگم الانه که  شکم مو پاره کنی و بپری بیرون جیگرکم خلاصه که خیلی عشق شدی زندگی من راستی پسملکم هنوز اسم برات انتخاب نکردیم البته بابایی انتخاب کرده ولی من قبول نکردم  دنبال یه اسم ساده و با معنی هستم از این اسمای جینگیلیم زیاد خوشم نمیاد میبینی خلاصه که پسملی مون هنوز اسم...
16 مرداد 1392

بالاخره دیدمت پسملکم

خیلی میخوامت جینگولکم  بالاخره ٣ روز پیش رفتیم واسه ی سونوی سه بعدی توی ١٨ هفتگی یه بار این سونو رو انجام دادم ولی چون همش نگران سلامتیت بودم بازم از دکتر خواستم یه بار دیگه  این سونو رو انجام بدم البته به گفته ی دکتر احتیاجی به سونوی مجدد نبود ولی به اصرار من یه بار دیگه برام  نوشتن منم روز شماری که آخ جون دوباره جینگول طلای نازم و میبینم آخه اون دفعه که هیچی ندیدم  چهارشنبه ساعت ١٧:٣٠ رسیدیم مطب آخ که چه قدر هوا گرم بود یه ساعت بعدش نوبتمون شد و با جینگولکم رفتیم تو بعد روی تخت دراز کشیدم و بیصبرانه منتظر که خانوم دکتر اومدن و بعد از سلام و احوالپرسی شروع به سونو کردن اینم بگم &nb...
15 تير 1392

مسابقه وبلاگی

خورشید جون مامان لیلیا جونم منو به این مسابقه وبلاگی دعوت کردن ممنون از دعوتت خورشید جونم 1. بزرگترین ترس زندگیت؟     ترس از آینده از اینکه نکنه اتفاق بدی بیفته. 2. اگر ٢٤ساعت نامرئی میشدی چکار میکردی؟   میرفتم اون دنیا و نی نی که از دست دادم و میدیدم. 3. اگر غول چراغ جادو توانایی براورده کردن یک ارزو بین ٥ الی١٢ حرف رو داشته باشه.ان ارزو چیست؟ دیدن نی نی جونم.    4. از میان اسب.سگ.پلنگ.گربه.عقاب کدام را دوست داری؟ اسب چون نجیبه. 5. کارتون مورد علاقه کودکیت؟ خیلی به کارتون علاقه نداشتم ولی پرین و چوبین و دوست داشتم. 6. در پختن چه غذایی تبحر...
21 خرداد 1392

خیلی میخوامت

قربون جینگول قشنگم برم من که عاشقشمممم دیروز دوباره صدای اون قلب کوچولوتو شنیدم عزیززززم  خدا رو شکر همه چی خوب بود خانوم دکتر گفت نی نی رشدش خیلی عالیه حتی ٣ هفته هم جلوتره فدای نی نی شکموی خودم بشم که وقتیم غذا میخورم ورجه وورجه هات بیشتر میشه همش در حال دست و پا زدنی منم همش دلم برات ضعف میره فقط  دوست دارم بیارمت بیرون لپات و گاز بگیرم     ولی حالا حالاها باید صبر کنم  جیگرک من حسابی از خودت پذیرایی کن و تا اون موقع سالم بمون که از الان داریم واسه اومدنت روز شماری میکنیم                   ...
3 خرداد 1392

سونوی سلامت

سلام به پسمل جیگرم که خیلی میخوامش  چند روز پیش رفتم واسه ی سونوی سلامت گل پسری بعد از 5 ساعت انتظار بالاخره نوبتمون شد همراه که نمیتونست باهام باشه جالب اینه که یه مانیتور به چه بزرگی جلوم بود ولی خاموش  و جالبتر این که جناب دکتر جلوی مانیتور خودشم پرده کشیده بود که خدایی نکرده چیزی دیده نشه اینجوریشو دیگه ندیده بودیم تا حالا  انقدم بداخلاق بود عین چی ولی من برام مهم فقط سالم بودن نی نیم بود که بعد   از ٣٠ دقیقه سونوهای مختلف وگرفتن برگه و خوندنش خدا رو شکر همه چی  طبیعی بود   خدا جونم دوست دارم فقط چیز جالبش این بود که توی برگه ی سونو نوشته شده بود  جنین احتمال...
10 ارديبهشت 1392